تبلیغات
ترانه های سوخته

ترانه های سوخته
خدایا شکر هستی تو.....! 
نظر سنجی
باسلام.نظر شما راجع به متنهای وبلاگ کدام گزینه است؟






صفحات جانبی


هوای شعر دارم من
هوای لذت از رقصیدن یک واژه ی زیبا
میان فرش اشعارم
میان دست زدنهای هزاران واژه ی دیگر
که یارم را کند معنا.....
هوای دیدن یک واژه ای از جنس زیبایی
که معنی میکند رخسار یارم را
و نقشی میشود زیبا
به تار و پود شعر من
هوای شعر دارم من...
هوای صحبت از یارم.......!
مرتضی قاسمی سیانی

برچسب ها: هوای شعر.عاشقی.واژه.یار.رقصیدن،
[ یکشنبه 20 تیر 1395 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


تو را چون گوهری دردانه میدانم
میان چادری از جنس آزادی
به دور از چشم نا اهلان آبادی
حجابت معنی دردانه بودن را کند معنا
و این یعنی....!
و این یعنی که آزادی برایت میشود معنا
و تو چون گوهری رعنا
درخشش داری اندر صفحه ی دنیا.
مرتضی قاسمی سیانی

برچسب ها: حجاب.محجبه.آزادی.چادر.،
[ جمعه 18 تیر 1395 ] [ 08:41 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
در موقع غم یار پریشان تــــــــــــو باشد
خواهان کسی باش که در مـــوقع تردید
او راه یقین و دل و ایمــــــــان تو باشد
خواهان کسی باش کــه بر درد دل تو
هم اهل دل و کلبه ی احــزان تو باشد
در وقت غم و غصه و اه و مِهَن ای دوست
غمگین کسی باش که گریان تو باشـد
آویزه ی گوشَت بنما این سخن از مــن
مجنون کسی باش که جــــانان تو باشد
مرتضی قاسمی

برچسب ها: خواهان کسی باش که خواهان تو باشد.یار.پریشانی،
[ جمعه 18 تیر 1395 ] [ 10:22 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


وقتی که فهمیدم...من بی تو تنهایم
وقتی نباشی تو...من مات شبهایم
من گوشه ای تنها...خیره به در هستم
بی تو تو این روزا...من در به در هستم
من تازه فهمیدم
عاشق شدم انگار
میخوام بمونی تو
من میکنم اصرار
وقتی تو غمگینی...من هم چه دلگیرم
مث یه مـــجنونم.......از غصــــه میمیرم
حرفی بزن از عشق...با من بمون اینبار
اروم و آهستــــــه....پا رو دلــــم بردار


[ پنجشنبه 17 تیر 1395 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


و در این قحطی احساس خدا را داریم
تو نگو نیست رفیقی.....!
و همه بی یاریم
تو بگو حرف دلت را...
که خدا قصد شنیدن دارد
و در این نزدیکیست؛
و نگاهش شده مهمان دل خسته ی ما
تو اگر خسته ز آدمهایی
نظری رو به خدا کن
که تو را میفهمد.......


برچسب ها: خدا.حرف دل..دعا.تنهایی،
[ چهارشنبه 16 تیر 1395 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


من.......
برف.........
شبهای سرد دشت
گرگهای بی منطق
یک سرنوشت سخت

دندان تیز گرگ
روح لطیف من
یک جنگ وارونه
این است درد من

بد جور کولاک است
وهم است و سوز برف
یک گرگ بی منطق
من با هزاران حرف

حرف دلم این است
دنیا چرا سرد است
شاعر چرا در جنگ
با گرگ نامرد است....؟
مرتضی قاسمی


برچسب ها: گرگ.کولاک.برف.مبارزه.شاعر.ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی،
[ دوشنبه 14 تیر 1395 ] [ 09:03 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


قلم بردار........
قلم بردار و بنویس از جدایی
قلم بردار.......
قلم بردار و بنویس از رهایی
قلم بردار و بنویس از سفر تا
مکانی با صدای آشنایی
قلم بردار......
قلم بردار و بنویس این حکایت
که دارم از همه مردم شکایت
قلم را روی کاغذها رها کن
خدا را با دل من آشنا کن
نمی خواهم بگویم از رفاقت
رفاقت واژه ای زیباست اما
خدایا دارم از یاران شکایت.
خدایا.....
دارم از یاران شکایت.
                            مرتضی قاسمی سیانی

برچسب ها: قلم.نوشتن.جدایی.رهایی.سفر.شکایت.حکایت.رفاقت.ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی سیانی،
[ یکشنبه 13 تیر 1395 ] [ 08:42 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


بوی باران.....
بوی ابر و بوی باد
در دل شبها تو را آرَم بیاد
بوی بابونه و عطر رازقی
بوی ناب عطرِ یار و عاشقی
به چه سرمستم کند
نیستم.....هستم کند
بوی ریحان...
بوی یاس
خنده هایت میبرد از من حواس
بوی سیب قرمز و بوی انار
دل برد تا پیش یار
بوی ناب گندم اردیبهشت
زیر رگبار بهار
بوی عطر یار را در زیر باران میدهد
بوی بارانی که در گیسوی یار
همچو سیبی در میان شاخسار
دل هوایی میکند
بوی باران...
بوی ابر و بوی باد
در دل هر شب تو را دارم بیاد.
مرتضی

برچسب ها: بوی باران.بوی سیب.عاشقانه.بوی ریحان.بابونه.عطر.ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی،
[ شنبه 12 تیر 1395 ] [ 08:38 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


دنیای ما دنیای نیرنگه..
شیطون با مظلوما توی جنگه
حرف عدالت هست ولی اما
تبعیض بین ما چه پر رنگه

پاسخ برای تیر و خمپاره
تنها فقط یک تکه از سنگه
کودک کشی اسون شده امروز
آزادی غربی همش ننگه

پوشالیه حرفای اهریمن
دعوا میون شیشه و شنگه
زیبا شده دنیای غرب اما
زیباییهاش تنها فقط رنگه
........
دنیای ما دنیای نیرنگه
مرتضی قاسمی سیانی

[ جمعه 11 تیر 1395 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


ساقی مده بر من می،می را ز تو کی نوشم
از جـــــام مـــی یارم ، مینوشم و مینوشــم
معشوقه ی من آمد ، آرام به خـواب مـــــــن
از آمدنش در خــــواب ،من جامه ی نو پوشم
از بوی خوش و عطرش ، سر زنده و سر حالم
در خـــواب خوشم اما ، دیوانه و مــــدهوشــم
آرام ز خوابم رفت ، حالــــم چه پریشـــان شد
اما به پیِ او مـــن ، میکــــوشم و میکـــوشم
او رفته و جــــا مانده ، تصویر و خیــــال او
از دوری آن گل رخ ،میســــــوزم و میجوشم

مرتضی قاسمی سیانی

برچسب ها: ساقی.می.معشوقه.پریشانی.عطر یار.،
[ جمعه 11 تیر 1395 ] [ 10:19 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]

من که موسی نیستم
آری توانا نیستم
من ندارم اژدهایی در عصای چوبیم
تا که این نا مردمان را دعوتِ ایمان کنم
دشمنان ویران کنم...
یا که من همچون خلیل از آتش نمرودیان
پا نهم بیرون و مردان زمین حیران کنم؛
من مسیحا نیستم
من شخص ترسا نیستم
من ندارم قدرتی از جنس مردان خدا
تا کنم شوری به پا
قدرت من چهره ی شاد من است
قدرت من خنده ی ناب من است
خنده ای دارم به لب از جنس لبخند خدا
میروم در بین مردم...
میکنم شوری به پا
دشمنانم را به خود دعوت کنم
دوستانم را عبادت میکنم
خنده ام را دارم از سوی خدا
میکنم شوری به پا
خنده ای که بهتر است از یک عصا
یک عصا با اژدها
*********
خنده کن بر زندگی
هر زمان،در هر کجا
مرتضی قاسمی

برچسب ها: حضرت موسی.عصا لبخند.نمرودیان.خلیل الله.ترانه های سوخته.،
[ پنجشنبه 10 تیر 1395 ] [ 04:56 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


تو میخندی...
ولی اما...!
به لبخند،تو مشکوکم...
دارم میمیرم از غصه!
ولی در ظاهرم کوکم.
مرتضی قاسمی

برچسب ها: خنده.لبخند.مشکوک.غصه.حال کوک.ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی،
[ چهارشنبه 9 تیر 1395 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


امیر خوب کوفه
چقد غریب و تنهاست
رفیق درد و دلهاش
چاهی تو نیمه شبهاست
دست نوازش اون
رو سر کودکانه
تو گوشه ی خرابه
مهمون خونشونه
چن روزه که یتیما
منتظرند و حیرون
نیومده خرابه
برا یتیما مهمون
شبای تار کوفه .....تاریکه و سیاهه
تو گوشه ی خرابه....یتیمی چشم به راهه
یه گوشه ای نشسته....غمین و زار و خسته
دل به نوازش اون...مرد خدایی بسته
بهش بگین که این شبا
دیگه نباشه چشم به راه
که مرد خوب قصه ها
رفته سفر پیش خدا
چه بی خبر رفته علی
چرا سفر رفته علی
کسی ازش بدی ندید
بجز بدی ندید علی
                                               مرتضی قاسمی





[ سه شنبه 8 تیر 1395 ] [ 09:46 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


دست نوازش و موی یتیم جدا شده است
راز نهفته ی شبهای تار بر ملا شده است
اشک و غم یتیم و غریبان بیان کند این را
مولای ما،مسافر پیش خــدا شده است
بی هم زبان شده چاهی که یار مولا بود
جن و ملک ز غمش در عزا شـــده است
شق القمر شده اینبار،ولی ز جانب کــــفر
فرقش ز ضربه ی شمشیر کین دوتا شده است
مرتضی قاسمی

برچسب ها: یتیم نوازی.شق القمر.محراب شهادت.،
[ دوشنبه 7 تیر 1395 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


همسفره ی کودکان تنها
در بین خرابه ها به شبها
با کوله ی پر ز نان وخرما
دیگر نرود غروب فردا

غربت یعنی اینکه امیرالمومنان باشی ولی....
با چاه درد دل کنی!
و..
تنهایی یعنی اینکه چاه باشی ولی....
علی دیگه نیاد برات درد دل کنه.

برچسب ها: همسفره ی یتیمان.درد دل.امیر المومنین،
[ دوشنبه 7 تیر 1395 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب