ترانه های سوخته
خدایا شکر هستی تو.....! 
نظر سنجی
باسلام.نظر شما راجع به متنهای وبلاگ کدام گزینه است؟






صفحات جانبی


مادر برایم معنـــی جانانه دارد
جاه و مقام و شوکتی شاهانه دارد
نامش مقدس باشد اندر این دل من
قدرش چو قران در دل این خانه باشد
او مثل شمعی باشد اندر زندگانی
جانم برایش همچو یک پروانه باشد
هر کس کند با مادرش بی احترامی
آدم نباشد ، جاهلی دیوانه باشد
مرتضی قاسمی...

برچسب ها: میلاد عشق.مادر.روز مادر.قران من،
[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


بی تو دگر نمیشود،قدم زدن در این زمین

روح و تن و وجود من،بوده به بودنت عجین
بی تو دگر نیامده،خنده به قرص چهـــره ام
رفتی در نبودنت،حال خوشم شده حـــــزین
رفتی و زردی خزان ، رسیده در جوانیم
پشت سکوت مبهمت،گرگ عجل شده کمین
رفتی و تار و پود من،گسسته شد زِ هم دگر
خودم به کنج مبحسم،دلم به سوی تــــو یقین
رفتی و رفته از دلم،بعـــد تو حـــق شناسیم
ترک نمـــــاز گفته ام ، دور شدم زِ راه دین

رفتی و رفته رفته از، رفتن من خبر رسید
یاد نکن دگر مرا ، به خفتنم در این زمین
مرتضی قاسمی سیانی

برچسب ها: یاد تو.نگران.خنده.تنهایی.غزل.مرتضی قاسمی،
[ چهارشنبه 25 اسفند 1395 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


پرنده ی قصه ی ما
یه عمره بی هم نفسه
روز و شبش شده یکی
اسیر دست قفسه
پرنده ی قصه ی ما
کز کرده گوشه ی قفس
برای پرواز تو باغ
دلش داره یکم هوس
پرنده ی قشنگ ما
غمگینه اما خسته نیست
اسیر دست ادمه
پرای اون شکسته نیست
دلش می خواد رها باشه
یه گوشه از هوا باشه
تا اینکه توی این قفس
اسیر دست ما باشه
دوس داره تو ی آسمون
برقصه،آواز بخونه
باقی عمر شو دیگه
تو دست ابرا بمونه
...
مرتضی قاسمی


برچسب ها: پرنده.قفس.تنهایی.اسارت.ازادی.من.ترانه هایسوخته.مرتضی قاسمی،
[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


تقدیم به اونهایی که تولدم را تبریک گفتند
راستی ادرستو برام بذار.ادرست حذف شده نمیتونم بهت سر بزنم
ممنون از اونایی که این چن وقته هم بهم سر زدن
بشه جبران کنم


[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 09:35 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


الا ای زاده ی اسفند،که مه پیش تو حیران است
و از برق نگاه تو ،ر خ خورشیـــد ویران است
و ای یلدای شبهایم،چه سری در تو پنهــان است
که خوبی در وجود تو،چو دریایی خروشان است
که هستی ای نگار من،که وقتی شاد میگـــــردی
زِ یمن خنده های تو ، تمام شهــــر خندان است
ولی وقتی که غمگینـــی ،و غم بر چهره ات آید
به روی چهره ی مردم،غمِ عالم نمایان است
و وقتی در میان باد ،  پریشان میکنی گیســـو
تمام طلعت لیلی ،  به رخسار تو مهمان است
هلال نــــاز ابرویت ، نماز شب طلب دارد
جهان بی تو برای من،مثال بند و زندان است
مرتضی قاسمی سیانی


برچسب ها: غزل.معشوقه.شرمنده نبودم.گیسو.بازم شرمنده.مرتضی قاسمی،
[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب