تبلیغات
ترانه های سوخته

ترانه های سوخته
خدایا شکر هستی تو.....! 
نظر سنجی
باسلام.نظر شما راجع به متنهای وبلاگ کدام گزینه است؟






صفحات جانبی



دل من یاد دلت کرد کرد و دلت دل نسپرد....

و در این وقت و زمان

بچگی کرد دلم

عاشق قلبی شد

که نباید می شد

و به تاوان همین سادگیش

همچو یک لاله ی سرخ

اندک،اندک پژمرد.. ..

      ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی


برچسب ها: تاوان.دلشکستگی.عشق.دل.زندگی،
[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ 10:35 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


دلم با شعر میرقصد
ولی حالم پریشان است
به یاد خنده های تو
نگاهم خیس باران است
******
قلم بغضی به لب دارد
و کاغذ خسته از شعر است
و این دیوانه بازیها
گمانم رو به پایان است
....
ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی


برچسب ها: رقص.قلم.بغض.شعر.تنهایی.مرتضی قاسمی،
[ یکشنبه 24 بهمن 1395 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


با تو،نه با تو بودن است
لحظه ی دل ندادنت
لحظه ی سرد بودنت
با توی،بی تو بودن است
بی تو،نه بی تو بودن است
بی تو ولی به یاد تو
دل که بود به یاد تو
لحظه به لحظه ی زمان
همیشه با تو بودن است.
     مرتضی قاسمی سیانی




برچسب ها: با تو بودن.دلتنگی.تنهایی.عشق.ترانه.شعر.سیان.مرتضی قاسمی،
[ جمعه 22 بهمن 1395 ] [ 04:15 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]


درود بر شهیدان
درود بر کسانی که رفتند
و تنشان را فدای وطنشان کردند
نه آنهایی که ماندند
و با جهلشان....
وطنشان را فدا کردند و تنشان را پروار
درود بر شرافتت ای شهید
.
                     ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی سیانی

برچسب ها: وطن.ایران.شهدا.مسولین.خون شهدا.پایمال،
[ دوشنبه 18 بهمن 1395 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]

مرا ببُر
مرا ببُر و از تمام شاخه های من قلم بساز
و بعد مرگِ من تو هدیه کن
تمام شاخه های من
به کودکان درس و مدرسه
که شاید از میان این همه قلم
یکی رسد به دست کودکی شرور
به کودکی که داد میزند
زِ چهره اش برای من غرور
و دست کوچکش یقین کنم مرا
به رقص جالبی در آورد
به روی کاغذی که جنس آن
درخت دیگریست
چه میشود اگر
اگر که حک کند به روی دفترش
که باشد از تن نگار من
تمام جمله های عاشقانه را...
ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی


برچسب ها: قلم.درخت.عاشقانه.کودک شرور.دانش اموز.عشق.ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی،
[ جمعه 15 بهمن 1395 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]



نه هوای شعر دارم،نه دگر تب جوانی
نه هوای باد و باران،نه امید زندگانی
سر کوچه ای نشستم،که کنم دگر گدایی
که زِ دست نازنینت،بدهی تو مهربانی
همه آمدند اما،تو نیامدی از این ره
تو بگو به من نگارا،به کجا در این زمانی
تو که بی وفا نبودی،من اگر وفا نکردم
تو نگو که دل شکستن،بخدا تو میتوانی
دل من شکسته اما،نکنم دگر گلایه
به خدا امید دارم،که نظر کنی زمانی
ترانه های سوخته.مرتضی قاسمی


برچسب ها: گدایی.شعر.تنهایی.دل شکسته.نگار.باران.ترانه.مرتضی.قاسمی.سیانی،
[ دوشنبه 11 بهمن 1395 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ مرتضی قاسمی سیانی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب